حلال ، سلامت و سعادت

حلال در لغت و اصطلاح

واژه حلال از کلمات پراستعمال به‌ویژه در میان مسلمان است. در قرآن کریم نزدیک به پنجاه مرتبه از این ریشه در اشتقاقات و معانی مختلف، از خوراکی ، حج ، مسایل مالی ، ازدواج   تا هم‌بستری  و سایر موارد  استفاده شده است.

همچنین مفهوم حلال به عنوان ضوابط و قواعد مربوط به خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها و سایر شئون زندگی، مورد توجه تمامی افراد بشر و نحله‌ها و ادیان الهی و غیر الهی بوده و هست.

اما علی‌رغم این کثرت استعمال، معنای واضح و روشنی برای این واژه‌ی به ظاهر بدیهی‌المعنی، یافت نمی‌شود و حتی  مفتیان مسلمان    و نیز شرکت‌ها و جریان‌های مدعی حلال در دنیا  نیز تعریف دقیقی از آن ارائه نکرده‌اند؛ از این رو تصویری مبهم از آن وجود دارد که مانع درک رابطه آن با هنر، معماری، مد و لباس، رسانه و ... می‌شود. بنابراین در اینجا به کنکاش و بررسی معنایی - تاریخی حلال می پردازیم و تا حد امکان، تصویری روشن، دقیق و جامع از آن به طور خلاصه ارائه می دهیم.

 

حلال در لغت و اصطلاح

 هرچند ممکن است این واژه بسیار روشن و واضح به نظر آید، اما برخلاف استعمال و استفاده بسیار از آن، به معنای دقیق لغوی و حتی اصطلاحی آن توجه نمی‌شود و معنی ناقص و غیردقیقی از آن به اذهان تبادر می‌کند؛ از این رو در ابتدا برای روشن شدن سرچشمه بحث و فهم موضوع، به تبیین کلمه «حلال» در لغت و نیز اصطلاح آن در زمینه خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و ... در میان علما و عرف می‌پردازیم.

 

حلال در لغت

لغت حلال یک واژه عربی است که از مصدر «حَلّ‏ يَحلُ‏ حَلّا و حُلُولًا» و در موارد نادری از ریشه «حَلَل» (بدون تشدید) گرفته شده است. (ابن سیده، ۱۴۲۱ه.ق) لغت‌شناسان برای این واژه و مشتقات آن معانی متعددی بیان کرده‌اند که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد :

 

- گشودن گره : حَلَلْتُ‏ العُقدة أَحُلُّهَا حَلًّا: فتحتها

- همسر: الحليل‏ و الحليلة: الزوجان(ازهرى، 1421ه.ق)

- جاى زندگى و نزول و فرود آمدن‌: الحَلُ‏ الحُلول و النزول المَحَلَّة : مَنْزِل القوم (ابن منظور، ۱۴۱۴ه.ق)

- پرداخت قرض و دین : حَلَ‏ الدَّيْنُ‏ صَارَ حالًّا أَي انْتَهَى أَجَلُه فوَجَبَ أَدَاؤُه، و كانَت العَرَبُ إِذا رَأَتِ الهلالَ قالَتْ: لا مَرْحَباً بمُحِلِ‏ الدَّين و مُقَرِّب الآجَال‏(زبيدى، ۱۴۱۴ه.ق)

- وارد شدن : احَلَّتِ‏ الشّاة، يعنى شير در پستان گوسفند وارد شد.

- خروج از احرام حج : رَجُل‏ حَلال‏ أَي غير مُحْرِم و لا ملتبس بأَسباب الحج‏ (مهنا، ۱۴۱۳ه.ق)

- منطقه خارج از مکه : الحِلُ‏ ما جاوَرَ الحرم‏. (فراهيدى، ۱۴۰۹ ه.ق)

- محل خروج بول : إحْلِيل‏: مخرج البول من ذَكَر الإنسان و مخرج اللبن من الثدي و الضرع (هروى، ۱۳۸۷)

- جامه و لباس : حُلَّة - زيرجامه‏ و روجامه‏ (إزار- رداء). (راغب اصفهانى، ۱۳۷۴)

 مقابل حرام : الْحَلَالُ‏ ضد الحرام (طريحى، ۱۳۷۵)

- ماده ای که ماده دیگر را در خود حل کند: حَلَّال‏- [حلّ‏]: مبالغه‏ى «الحالّ» به معناى «الفاك است»؛ بسيار گشاينده‏ (بستانى، ۱۳۷۵)

- و ...

 

با دقت در معانی و استعمالات مختلف، این نکته آشکار می‌شود که معنای واحدی در تمامی استعمالات واژه حلال وجود دارد و در واقع اصل معنا یکی است که در موارد مختلف، دارای مصادیق متفاوتی شده است و همین اختلاف در مصداق، باعث توهم وجود معانی متفاوت شده است. معنی اولی و اصلی این واژه همان گشودن و باز شدن گره است و سایر استعمالات با توجه به همین معنا استفاده شده است؛ به زوجین از آن جهت حلیل و حلیله گفته می‌شود که بدون هیج گره وگرفتاری‌ای، با هم در ارتباط هستند؛ مکان نزول و فرود آمدن را از آن جهت محل می‌گویند که رنج و سختی سفر در آن هموار شده و گره بار همراه در آنجا باز می‌شده است؛ به مکان زندگی از این رو محل و محله می‌گویند که در آنجا راحتی و فراخی و آرامش فراهم است؛ به کسی که از احرام خارج شده نیز به این دلیل حل گفته می‌شود که موانع استفاده از لذت‌ها برای او برداشته شده است؛ به محل خروج بول و خروج شیر از حیوان هم احلیل می‌گویند، چون باعث گشایش و راحتی است؛ حلّال نیز از این رو که گشاینده و بازکننده ماده دیگر است، حلّال نامیده شده است؛ علت آنکه متناقض حرام، حلال نامیده شده است، این است که حلال بدون گره و گرفتاری و روان و راحت قابل استفاده است.

بنابراین روشن می‌شود که لغت حلال به هر آنچه روان، راحت، بدون گرفتاری، مشکل و گره و همچنین بدون ناراحتی و سختی باشد، گفته می‌شود. پس چنین به دست می‌آید که لغت حلال با لغاتی مانند کوشرKashrut درعبری یا واژه رُبا Roba  و اِخْوَردار Xvardar در پارسی و آیین زرتشتی و کلماتPermissible, lawful, legal, allowed  در انگلیسی بسیار متفاوت است و شاید به جهت همین عمق و لطافت است که این لغت امروزه واژه‌ای جهان‌شمول شده است.

 

حلال در اصطلاح

حلال امروزه یک اصطلاح موررد توجه در تمام دنیا است و برای تمامی افراد بشر در اقصی‌نقاط عالم واژه‌ای آشنا است. این واژه، یک اصطلاح دینی در میان مسلمان است و می‌توان حداقل چهار زمینه استعمال برای آن بیان نمود:

 

۱- حلال به عنوان حکم تکلیفی در مقابل حرام تکلیفی

حلال به عنوان حکم تکلیفی در مقابل حرام تکلیفی؛ یکی از اصطلاحاتی که در فقه و ادبیات شرعی توسط فقها به کار گرفته می‌شود، حلال به معنی حکم تکلیفی در مقابل حرام است   و شامل احکام واجب، مستحب، مباح و حتی مکروه می‌شود. اگرچه این واژه بدین معنا فراوان در بیان فقها استفاده شده، اما به نظر نگارنده، استفاده از این معنا، دقیق و صحیح نیست و این استعمال ناشی از خلط مبحث و استعمال غیرفنی واژه حلال است. در ادامه به بررسی این استعمالات می‌پردازیم.

 

۲- حکم تکلیفی به معنای مباح

در برخی از استعمالات فقها، حلال به عنوان حکم تکلیفی و به معنی مباح استعمال شده است. (بدری، ۱۴۲۸ه.ق)  در این اصطلاح، حلال شامل حرام، مکروه، مستحب و واجب نمی‌شود.

 

۳- حکم تکلیفی در مقابل حرام و مکروه

در مواردی، مراد استعمال‌کننده از حلال، حکم تکلیفی‌ای است که حرام یا مکروه نباشد .

این دو استعمال و به طور ویژه استعمال حلال به عنوان حکم تکلیفی، استعمالی نادرست است؛ زیرا استعمال حلال در برخی از احکام تکلیفی در روایات و آیات قرآن، مانند آیات اُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ‏ إِلى‏ نِسائِكُمْ، أَحَلَ‏ اللَّهُ الْبَيْع، يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَ‏ اللَّهُ لَكَ  و .... ناظر به معنای لغوی کلمه حلال است و نه معنای اصطلاحی آن و منشأ آن تضاد کلمه حلال و حرام است و از آنجا که حرام به عنوان حکم تکلیفی مطرح شده است، حلال نیز به عنوان حکم تکلیفی استعمال شده که این استعمال مخالف معنای لغوی و نیز اصطلاح دقیق فقها و اصولیون است. آنچه مقابل حرام تکلیفی است، وجوب، استحباب، اباحه و کراهت است که در کلمات علما به صورت واضح و مبرهن بیان شده است، نه اصطلاح حلال؛ هرچند این استعمال نادرست بسیار رایج بوده و موجب فهم نادرست نیز شده است.

 

۴- حکم وضعی

منظور از حکم وضعی، حکم شرعی مستنبط از احکام اسلامی است که ارتباط مباشر و مستقیم با تکلیف انسان ندارد و حکم خود آن شیء یا مسأله است؛ مانند طهارت، نجاست، زوجیت و اسباب شرعی و ...؛ به عنوان مثال، وقتی به غذا حلال اطلاق می‌شود، حکم خود غذا است که بیان شده است، فارغ از اینکه تکلیف مکلف چیست؛ زیرا ممکن است در مواقعی حتی مصرف یک کالا واجب شود، علی‌رغم آنکه حکم وضعی آن حرام است یا در مواقعی مصرف آن حرام باشد با آنکه آن خوراکی حلال است، مانند خوردن گوشت سگ برای ضرورت حفظ نفس در جایی که چیزی پیدا نمی‌شود و یا خوردن گوشت گوسفند در مجلس شراب و گناه.

یکی از موارد استعمال واژه حلال، به عنوان حکم وضعی است. استعمالات فقها در باب اطعمه و اشربه، صید و ذباحه ناظر به این معنی است. در مقابل آن حکم وضعی حرام است؛  حکم وضعی حرام به معنای ممنوع، ناروا، ناشایست، دارای مشکل و گره است؛ باید به این نکته توجه کرد که هر دو اصطلاح حلال و حرام با اصطلاح مشابه در حکم تکلیفی متفاوت و مغایر است.  اصطلاح حکم وضعی با معنای لغوی تطابق کامل دارد و در استعمال معنای اصطلاحی نیز بسیار مورد استفاده قرار گرفته است.

به زبان ساده، حلیت با نگاه دقیق، شبیه نجاست و پاکی است. این که بیان شد حلال حکم وضعی است، بدین معناست که این حکم، قانون و اعتباری از سوی خداوند است که به اشیاء مختلف مثل گوشت گوسفند یا گوشت زرافه یا نوشیدنی به دست آمده از سیب یا انگور اطلاق می‌شود؛ همان‌گونه که درباره ادرار، آب، روغن، خون و مدفوع قانون وجود دارد و بعضی از آنها پاک و برخی نجس هستند. این حکم مربوط به خود آن اشیاء است و ربطی به فعل و عمل انسان ندارد. بسیاری از دستورات تکلیفی مانند حرمت اکل یا وجوب اجتناب در نماز و... از این قوانین وضعی به دست می‌آید.

 

اصطلاح روز

امروزه واژه حلال در دنیا بسیار پرکاربرد است و می‌توان گفت، تمامی انسان‌ها با هر زبانی با این کلمه آشنا هستند وآن را در حوزه‌های بسیاری از جمله خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها، مواد آرایشی و بهداشتی، دارو، مد و لباس، رسانه، معماری، هتلداری، گردشگری، اقتصاد، بیمه و بانک داری و .... به کار می‌برند و به هر چیزی که مطابق با احکام و قواعد اسلامی باشد، عنوان حلال اطلاق می‌کنند و بدین‌گونه امروزه «حلال» عبارت دیگری برای بیان اسلامی بودن کالا به شمار می‌آید.

 

تعریف حلال

با توجه به مطالب ارائه شده، می‌توان گفت به هر تناسب، اعتدال، صحت و سلامت که در آن گره، گرفتاری، ناراحتی و سختی نباشد و مورد تأیید اسلام نیز باشد، اصطلاح حلال اطلاق می‌شود.

پس آنچه شریعت به اجتناب از آن دستور داده است، حلال نیست؛ آنچه خداوند حکم به پلیدی آن نموده نیز حلال نیست؛ همچنین آنچه عامل گرفتاری، بیماری، ظلم و نکبت است، حلال نیست؛ و  آنچه مطابق طبع و شرع و عقل است و عامل سعادت و سلامت حلال است.

کلمات دیگری نیز در ادبیات دینی و استعمالات امروزه در همین معنا به کار رفته است؛ مانند طیب،green سبز، طاهر، اسلامی، سالم، پاک، مذکی و مصفی؛ اما جامع، کامل و پرکاربردترین آنها واژه «حلال» است.

اطلاعات تماس

دسترسی سریع

پیوندها

محصولات

آدرس : تهران - خیابان ولیعصر - بالاتر از میدان ولیعصر - کوچه دانش کیان - پلاک ۲۴

تلفن : ۸۸۹۰۹۰۳۳ - ۰۲۱

اتوماسیون اداری

نقشه سایت

نمابر : ۸۸۸۹۰۸۵۸ - ۰۲۱

پست الکترونیک : info@halal.gov.ir

تالار گفتگو

ورود اعضا

موسسه موضوع شناسی احکام فقهی

همکاران بین المللی

© حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات حلال جمهوری اسلامی ایران است.

تلفن : -

نمابر : -